пятница, 23 ноября 2007 г.

نگاهی به زندگی اجتماعی روسیه، یکی از هشت کشور صنعتی جهان بعد از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی





روسيه با مساحتي بالغ بر17 میلیون و 75 هزارو 400 كيلومتر مربع و با وسعتي نزديك به 5/11 درصد خشكي هاي كرة زمين، بزرگترين كشور جهان محسوب مي شود. اين سرزمين بيش از 160 درجة طول جغرافيايي و 10 منطقه زماني را در بر گرفته است. با در نظر گرفتن وسعت آن به دو بخش اروپايي و آسيايي تقسيم شده كه سلسله كوه هاي اورال آنها را از يكديگر جدا كرده است، با چنین توصیفی که به نوبه خود منحصر به فرد است ،شرایط اجتماعی - اقتصادی خاصی را برای افراد مقیم آن کشور رقم میزند،در کشوری که پایتخت آن 7 ساعت اختلاف با شرقی ترین نقطه را دارد و 10 هزار کیلومتر را باید پیمود تا به پایتخت رسید، به نظر شما آیا برای همه افراد آن کشور امکان حضور در پایتخت به عنوان توریست فرآهم میشود؟ .



پس از تبعیدهای دیکتاتوری استالین و پخش و پلاکردن مردم از شرق به غرب و از غرب به شرق ، به مرور زمان مردم با شرایط محیطی خود خو گرفته و در مکان جدید زندگی خود را آغاز و تشکیل خانواده داده وبرای همیشه ساکن شدند. استالین مردم را به نقاط دور و متروک و غیر قابل سکونت فرستاد، از اکراین به شرقی ترین نقطه روسیه جایی که روسیه با سه کشور،چین – کره و ژاپن هم مرز می شود، از بلاروس به غفقاز جنوبی و ازلیتوانی به کامچاتکا نزدیکی مرز آلاسکا .از آنجاییکه مردم چاره ای جز مقاومت و مبارزه با مرگ نداشتند، درختان را بریدند، سرپناه ساختند و در زمینی که تبدیل به زمین زراعی کرده بودند کاشتند و خوردند و زندگی را ادامه دادند و از چنگال مرگ خود را رهایی دادند،درست مثل مبارزه انسان اولیه برای ادامه حیات . این دقیقا" خصوصیت بارز این ملت است، که به زبان ساده می توانم بگوییم پوست کلفت و مقاوم هستند،همین خصوصیت، باعث شد تا در برابر هیتلر مقاومت کرده و پیروز شوند به عبارتی روس ها روی آلمان ها را کم کردند ،هرچه آلمانها عرصه را تنگ تر و شرایط را برای روس ها بد تر کردند بیشتر نتیجه نگرفتند ،قحطی،سرما،گرسنگی،بمب باران هوایی و زمینی، هیچ یک از این عوامل باعث نشد تا امید زندگی را از آنها بگیرد، مقاومت و جنگ در برابر مرگ . این مردم هرچه بارایشان عرصه تنگتر شود، بلافاصله شروع به هم زیستی با شرایط محیط می کنند و پس از مدتی حتی شکایتی هم نخواهند داشت ، در نتیجه به عاجز کردن و در تنگنا گذاشتن این جماعت کار راحت و آسانی نیست. در روسیه بجز پایتخت و شهر توریستی سنت پترزبورگ دراکثر نقاط آن مخصوصا" منطقه شرق روسیه همیشه مشکلات طاقت فرسایی برای زندگی از جمله نبود آب لوله کشی و یا جیره بندی آن، نبود سیستم گرمایشی، نبودن راه های مناسب (در شهر ها و جاده های بین شهری) کمبود برق، آب و هوای نامناسب و سرد، نبودن امکانات اجتماعی برای رفاه مردم وجود دارد. اگر آب در شبانه روزفقط روزی 2 ساعت است اشکال ندارد وان خانه را پر از آب میکنند تا برای مصرف 22 ساعت دیگر باقی مانده در روز استفاده کنند،در کل روسیه، شوفاژ های خانه ها ،مرکزی است و یک گرم کننده برای کل شهر آب گرم راکه با سوخت ذغال سنگ تهیه می شود ،با لوله های قطور که اکثرا" از رو کشیده شده و منظره شهر را بسیار زننده کرده، به خانه ها می رساند،وهر سال در زمان معینی روشن می شود،حال اگرهوا ناگهان سرد شد،طبق قانون باید صبر کرد تا زمان روشن شدن شوفاژها فرآبرسد، وقتی لوازم گرمایش در خانه نیست ، باز هم ایرادی ندارد، درزهای پنجره ها را می گیرند و در منزل لباس گرم می پوشند، یک سطل پر از آب، توسط المنت های برقی، گرم می کنند و با همان سطل حمام می گیرند. در زمستان ها سبزیجات و میوه گران است؟ ویتامین به بدن نمی رسد ؟،باز هم اشکال ندارد، قرص آن را می خورند و خلاصه راه حل برای هر مشکلی بسیار ساده بدست می آید و با شوق و اشتیاق فرآوان با همان شرایط به زندگی خود ادامه داده و بسیار راضی و خشنود هستند و دو دستی به این زندگی چسبیده اند،روس ها جان خود را خیلی دوست دارند، گویا هیچ گاه مرگی برای آنها وجود ندارد ورفتارهای اجتماعی را بر این اساس استوار می سازند که همه چیز در این دنیا تمام می شود،لذا واژه هایی مثل محبت،ایثار،فداکاری،گذشت،بخشش،انفاق،امانت داری دربیشتر مردم معنایی ندارد.



عیدهای زیادی دارند و هر دلیلی را موضوعی برای بوجود آوردن عیدی جدید بهانه می کنند و به برپایی جشن و سرور می پردازند،حتی سالگرد شهدای جنگ را سوگواری به حساب نمی آورند بلکه به این مناسبت جشن برگزارکرده و معتقدند که باید روح آنها را با شادی یاد نمود چرا که از دیدگاه یا بهتر بگویم بر اساس منتالیته ملت روسیه، دل خوش سیری چند، به همین دلیل است که مشروبات الکلی که انسان را از حالت عادی خارج می کند و به دلیل تاثیرش بر مخچه انسان را ازمسئولیت و تفکر و شئونات آدمی رها می سازد تا در فضای مجازی غرق و در پرواز باشد، بسیار پر طرفدار است. روس ها در خوشی، غم ، حالتهای عادی و روزمره،برای بهتر خوابیدن،فرار از سرما و خلاصه خیلی از بهانه های دیگر مشروبات الکلی مصرف می کنند.



بهترین روز هر شخص در روسیه روز تولد آن شخص است ، و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند این روز را جشن نگیرند،در هر سن و در هر موقعیت اقتصادی که باشند باید این روز جشن گرفته شود،افراد کم درآمد یکسال پس انداز می کنند تا بتوانند این روز را به خوبی برگزار کنند، برای دختران جوان بهترین نحوه جشن آن است که همسرو یا پسر جوانی در محل کار وی حاضر و دسته گل زیبایی به همراه بسته ای شکلات بزرگ و گران و یک بطری شامپاین و یا شراب گران قیمت به او کادو دهد تا در جلوی همکارانش سرافراز شود، معمولا" جوان ها در محل کارشان جشن میگیرند و بعضی ها که وسع مالی بیشتری دارند، عصر همان روز در یک کافه و یا یک رستوران آشناهای خود را دعوت و مجلس شادی به یوم این روز با شکوه برپا می کنند. در روسیه بر خلاف ایران که خرید گل را به دلیل عمر کوتاهی که دارد و بعد ازچند روز پژمرده می شود و باید دورانداخت، نوعی اصراف می دانند ،روس ها علاقه شدیدی به گل دارند،گل مظهر عشق و زیبایی است،اگرپسرجوانی برای دختری یک شاخه گل رُزبیاورد،این شاخه گل بعد از پژمرده شدن تا مرز خشک شدن و حتی گندیدن در گلدان روی میز می ماند. البته هرگز تعداد گلهایی که به روسها هدیه می دهید زوج نباشد چرا که در فرهنگ آنها فقط بر روی تابوت مُرده گل با تعداد زوج می گذارند.



هر ملیتی که در آن کشور زندگی کند و دارای هر نژادی که باشد شرایط و جو آن کشور وی را وادار می کند که طرز تفکرروسی پیدا کند، از دیدگاه یک فرد روس، بهترین زندگی برای هر فرد زمانی است که او خوب بپوشد،خوب بخورد و خوب تفریح کند، هدف همه برای زندگی به این سه مورد ختم میشود ، روس ها در هرجا که کار کنند، اعم از دولتی و غیر دولتی سالی یک بار به مرخصی میروند و آن یک ماه را یکجا استفاده میکنند پس از یک سال کار ماشینی حقوق یک ماه مرخصی را جلوتر با آخر ماه روزی که کار کرده اند دریافت میکنند مثلا" اگر شخصی قرار است در ماه مهر به مرخصی برود حقوق شهریور و مهر را به وی یکجا می دهند ،این شخص در مدت مرخصی اش حتما" به سفر میرود.



در روسیه تعداد بسیار زیادی ازمردم از درآمد پایینی برخوردار هستند و یک زندگی معمولی برای فقط زنده ماندن دارند ، یعنی خوردن و پوشیدن و اگر شد تفریح مختصر.



به یاد دارم زمانی که آرزو می کردند مثلا" ماشینی داشته باشند و یا وسیله ای برای خودشان تهیه کنند آهی می کشیدند و می گفتند : از کجا می شود پول برداشت. معمولا" انسان برای بدست آوردن نیازهایش باید به توان کاری خود اکتفا کند و قاعدتا" باید بگویند : چگونه کارکنم که پول در بیاورم نه اینکه از کجا پول بردارم.



در روسیه تعدادی از طریق باج گیری، تعدادی از طریق کارهای جذابی که عامه مردم درآمد ناچیز خود را صرف آن میکنند مثل: رمالی و خالکوبی، که طرفدار زیادی دارد و تعدادی با کلاه برداری مخفی و غیر مخفی پول درمی آورند، کلاه برداری مخفی یعنی شخص را در مخمصه ای قراردهید که با کمال میل و از ترس جانش، مال خود را در اختیار شخص دیگری قرار دهد ،پاپوش ساختن و تهدید کردن به مرگ کار راحتی است که روس ها در این موارد استعداد خاصی دارند، اما کلاهبرداری غیر مخفی همان کلاهبرداری است که مدرک قانونی برای اثبات آن وجود دارد و تحت تعقیب قانون قرار می گیرند،اغلب این افراد معمولا" با دزدی از بیت المال و یا کلاهبرداری از افراد ضعیف به راحتی از چنگ قانون گریخته و تجارت بزرگی مثل : مغازه داری ،رستوران داری و کلا" شغل آزاد را پیشه کرده و روز به روز به دآرایی های خود می افزایند. تعدادی نیز از طریق فروش مواد مخدر و یا خود فروشی کسب درآمد می کنند،الباقی مردم که تا حدودی به آبروی خود بیشتر اهمیت می دهند کارمندی و کارگری را پیشه می کنند ونان بخورنمیری در می آورند.



دیدگاه روسها درزندگی بسیار اقتصادی است ،آنها معتقدند اگر 100 دلار پول داشتی آن را به سرعت خرج کن چرا که تمام عقده های درونی خود را باید بلافاصله محقق سازی ، فردا، چه باید داشته باشی مهم نیست، یا به عبارتی یک روز بخور نون و کره یک سال بخور نون و تره و یا اصلا" چیزی نخور. روس ها می گویند الان داریم می خوریم فردا نیست نمی خوریم و با همین منطق ساده زندگی میکنند. علی رغم تنفر ظاهری که از امریکایی ها نشان می دهند اما دلار از رُوبل روسیه بیشتر در داد وستد مردم در بازار رونق دارد،حتی اکثرشرکت های خصوصی حقوق پرسنل خود را به دلار می دهند. این مساله آنچنان شایع است که وقتی در فروشگاه ها و بازار قدم می زنید اتیکت قیمت اجناس را به دلار مشاهده می کنید. در زمان حضورم در این کشور،بعد از مدتی با مشاهده این موارد و صحبت های مردم که معیار سنجش و ارزش کالا را دلار می سنجیدند ، احساس می کردم که در امریکا قراردارم نه در روسیه.



یک خصوصیت اخلاقی روسی ها برایم خیلی مورد توجه قرار گرفت ،پر بودن یخچال برای آنها خیلی مهم است ، وقتی دوستانم به منزل من می آمدند یک راست سر یخچال رفته و ابتدا براندازی به درون آن می کردند و برایشان مهم بود که یخچال پر است و یا من چه سیگاری را می کشم ، گران یا ارزان. نمی دانم در زبان فارسی بهترین واژه ای را که بتوانم برای این نوع خصوصیات بکار برد چیست. شما واژه بهتری سراغ دارید؟.



زندگی ازدیدگاه روس ها همان است که می بینند یا به عبارتی عقلشان به چشمشان است.



درزمان اتحادیه جماهیر شوروی از آنجاییکه همه مشاغل دولتی بود و مالکیت شخصی وجود نداشت،دولت به همه افراد مسکن رایگان می داد. 9 متر مربع فضا برای هر نفر،زوج ها 18 مترمربع،و درصورت بچه دار شدن به 27 متر مربع افزایش پیدا می کرد. بعد ازفروپاشی این قانون فقط برای کارمندان دولت اجرا شد،و مردم در نوبت های طولانی از 10 تا 20 سال در انتظار واحد کوچک مسکونی به سر می برند.



در شرقی ترین منطقه روسیه شهر بندری ولادی وستک، ،ساختمان هایی است که به عنوان خوابگاه دانشجویان ساخته شده بود و معمولا" بیشتر از 15 متر نیست،به چنین ساختمان هایی در زبان روسی اصطلاحا" "گاستینکا" می گویند که از کلمه "گاستینیتسه" به معنی هتل می آید، و در فرهنگ ما به آن سوئیت می گویند.



اگر هموطنان ایرانی اسم ولادی وستوک به گوششان آشنا با شد حتما" در فکر رفتن به کشور ژاپن به صورت غیرقانونی ازطریق اراضی روسیه بوده اند چرا که مرز دریایی با ژاپن دارد.



به دلیل نیاز شدید مسکن، دولت این ساختمان ها را به افراد داد تا به صورت مسکونی درآنها زندگی کنند، البته فقط در این منطقه از کل روسیه این طرح اجرا شد.در این واحد ها فقط افراد کم درآمد زندگی می کند. در روسیه هر چه فقیر ترباشند، بیشتر به مواد مخدر و مشروبات الکلی معتاد هستند و معمولا" در چنین ساختمان هایی افراد الکلی،ژولیده و یا دختر و پسرهای جوانی که در سنین 16-17 سالگی شور و شوق جدایی از خانواده را دارند و کانون خانواده را نوعی محدودیت برای زندگی جوانانه روسی می دانند،زندگی می کنند.



ساختمان های 11 طبقه بدون آسانسورو بهداشت بسیار نامطلوب که از امنیت بسیار پائین و وضعیت بسیار اسفناکی برخوردار است. راهروهای طولانی و تاریک. معمولا" در جیب همه افرادی که در این ساختمان ها زندگی می کنند یک چراغ قوه برای روشن کردن جلوی پایشان وجود دارد و یا یک فندک که هم به عنوان چراغ قوه و هم برای باز کردن درب شیشه های مشروبات الکلی که معمولا" از انتهای آن به صورت ماهرانه ای این کار را انجام می دهند. منبع جمع آوری زباله که از طریق سیستم شوتینگ است در زیر این نوع ساختمانها و در کنار درب ورودی است که به دلیل آلودگی زیاد،سال ها ست که لانه موش های بزرگی شده که دیگر نام موش را نمی توان به آنها داد. بوی تعفن از این منبع آلوده در حدی است که تا طبقه آخر در راهروها به مشام می رسد. تعداد این ساختمان ها در منطقه شرق روسیه بسیارزیاد است. خیلی از افراد هر چه داردند تبدیل به یک ماشین مدل بالا می کنند و ظاهر خود را بسیارآراسته نگاه می دارند و لی محل زندگیشان در چنین ساختمانهایی است،چرا که ماشین و ظاهر زیبا در چشم است و مردم بر اساس چیزهایی که در جلوی چشم است روی افراد قضاوت می کنند.



از آنجایی که زندگی در روسیه سخت و آرزوهای روس ها همیشه رویایی و بلند پروازانه می باشد، و تحقق به آن ها کار راحتی نیست از این رو اکثر روس ها افراد عقده ای هستند و در هر فرصتی و در هر شرایطی و به هر قیمتی که امکان تحقق کوچکترین نیازهای روحی آنها فرآهم شود بلافاصله باید از آن استفاده کنند . مردان در آرزوی داشتن لباس شیک، ادکلن گران،ساعت و کفش با مارک معروف ،ماشین مدل بالا و مد روز و زن ها دریغ از خوردن یک شام در یک رستوران شیک و یک نگاه محبت آمیز بدون نیت سوء و دست یاری از طرف مردی که سایه سرش باشد و مردانه و عاشقانه دوستش داشته باشد و مجبور نباشد تا مشکلات زندگی را به تنهایی به دوش بکشد یا سربارش باشد و خرجی او را نیز بدهد . به چنین مردانی آلفینز می گویند ، یعنی مردی که سربار زنی باشد که نه تنها خرج و مخارج خانه را او می دهد بلکه پول مشروب و سیگار حضرت آغا را نیز باید فراهم کند، چنین مردانی در روسیه کم نیستند .



روسها بسیار خرافاتی هستند و خیلی از کارهای روز مره را بد شگون میدانند مثل : اگر کسی در درگاهی در بخواهد دست بدهد، کلاهش را روی میز (هر نوع میزی) قراردهد، بطری خالی را پس از اتمام سر میز بگذارد، قبل از اینکه بچه بدنیا بیاید اسمی انتخاب کند ،قبل از فرآرسیدن روز تولد شخصی به او تبریک بگوید،زیر سقف ویا محل بسته سوت بزند و یا بعد از اینکه آفتاب غروب کند، آشغال بیرون ببرد و یا خانه را تمیز کرد، شب نباید پول به کسی داد اگر خیلی واجب باشد باید روی زمین انداخت و از روی زمین برداشت (دست به دست نباید پول داد) و اگرهای زیاد دیگر .



یاد ضرب المثلی افتادم، به قول انگلیسی ها تا احمق نباشد مفلس در نمی ماند.



در روسیه کانون گرم خانواده ارزش چندانی ندارد بچه ها پس از سن 16 سالگی که گواهی تولدشان تبدیل به شناسنامه می شود روحیه استقلال طلبی و زندگی مستقل در آن ها شعله ور می شود و نکته جالب این جا است که از دیدگاه آنها جدا شدن از خانواده باید انجام گیرد و حالا به هر قیمتی شده،زندگی دراتاقی کثیف و بیقوله ای نا مناسب را فقط به این عشق که مستقل هستند به جای زندگی در کنار والدین انتخاب می کنند.



این بچه ها زمانی که بزرگ می شوند نیز با وجود داشتن مشکلات فرآوان باز هم فرار از زندگی با مادر پیر خود دارند ، حتی در سنی که دیگر باد جوانی و بلوغ خوابیده است باز هم حاضر هستند که در شرایط نکبت بار زندگی کرده ولی به آغوش گرم خانواده برنگردند.



در روسیه ازدواج از سنین پایین شروع می شود و از دیدگاه روس ها 25 سالگی برای دخترها و 30سالگی برای پسرها بسیار دیر برای تشکیل خانواده به حساب می آید. اما ثبات و نگهداری این ازدواج چندان اهمیتی ندارد چرا که طلاق در این کشور بیداد می کند، در سنین کم ازدواج و بلافاصله بچه دارمی شوند و پس از مدت کوتاه طلاق؛ و مادر می ماند و آن فرزند تا آخر عمر. حتی شاهد زنهایی بودم که در زمان بارداری از شوهرشان جدا شدند.



ثبت ازدواج به صورت رسمی در روسیه بسیار کم پیش می آید اکثرا" با مرد مورد علاقه خود زندگی می کنند و اسم آن را نیز ازدواج شهروندی گذاشته اند. که طبیعی است، چرا که نبود هیچ تعهد دوطرفه ای جدایی راحت تر م کند. دوام این نوع زندگی ها که بسیار شایع است کم می باشد.



زنان در روسیه همانند یک عروسک خیمه شب بازی دست به دست می چرخند و همانند کالایی اسیر دست های مردان هستند. بچه دار شدن از دیدگاه دختران روسیه بسیار مهم است چرا که در زمان کهنسالی باید کسی باشد که به آن تکیه کنند و از آن جاییکه از نظر روس ها زن جنس ضعیف به شمار میآید ، لذا نبودن فرزند فاجعه بزرگی برایشان به حساب می آید چرا که در دوران کهنسالی کسی باید مراقبتشان کند و آپارتمانی که دولت به او داده را به فرزند خود به ارث گذاشته تا دولت مصادره نکند. اگر تا سن 27 – 30 سالگی ازدواجی رخ نداد و یا مرد مورد پسندی حتی برای ازدواج شهروندی نبود ، سعی میکنند تا مرد خوش قیافه ای را پیدا کرده تا فقط برای باردار شدن با او نزدیکی کنند تا فرزندی داشته باشند. سقط جنین در روسیه بسیار زیاد است و از نظر قانون مجاز.



اکثر روسها افراد تند خو ، بسیار یک دنده و بد دهن هستند ، حتی مودب ترین فرد، در هنگام عصبانی شدن از حرف های رکیک استفاده میکند این امر حتی در تلویزیون روسیه نیز به راحتی نشان داده میشود، یادم است که در مجلس دومای روسیه رهبر لبیرال دموکرات، آقای ژیرینوسکی به یکباره عصبانی شده و شروع به حرفهای رکیک زد و یا فلیپ یکی از معروفترین خوانندگان روسیه در یک مصاحبه تلویزیونی ناگهان از الفاز رکیک استفاده میکند و به یکی از خبرنگاران مطرح فحاشی می کند که در تلویزیون کشور نیز پخش می شود ، به گفته خود روس ها زبان روسی بدون الفاز رکیک بی معنی است و تکمیل کننده این زبان به شمار می آید.



در کشور شوروی سابق اقوام و نژادهای بسیاری بودند مثل تاتارها،آذربایجانی ها، قزاق ها، تاجیک ها و ... که در زمان شوروی همه در کنار هم زندگی می کردند و در ساخت کشور به نوعی نقش داشتند، قزاقستان و قرقیزستان گوشت و غله این کشور را تامین می کرد، میوه از مناطق غربی مثل اکراین،آذربایجان تاجیکستان و ازبکستان به سراسر کشور می رفت. اما بعد از فروپاشی به یکباره تنفر شدیدی از این نژادها به چشم می خورد، این افراد را به القابی مثل خاچیک و یا نی روسکی به معنی غیر روس می نامند و هیچ کس حاضر به معاشرت،معامله، و یا هیچ گونه ارتباط اجتماعی با آنها نیست، در بعضی از ارتباط ها بین خود روس ها زمانی که دو روس به گفتگو می پردازند اگر طرف مقابل مبحثی را متوجه نشود به مسخره طرف دیگر می گوید: چیه؟ نمی فهمی ؟ مگه غیر روس هستی؟ . لحجه این افراد نیز وسیله ای برای تمسخر است و تمام جُک ها برای آنها ساخته میشود. ازآن جاییکه زندگی در روسیه طرفند های خودش را دارد و افراد خارجی که وارد این کشور می شوند در مرحله اول گیج و مبهوت هستند و نمی توانند مطابق با شرایط معمول و معقولی که در کشور خود داشتند زندگی کنند ، لذا حرکاتی را انجام می دهند که از دیدگاه روسها خنگ و احمقانه به نظر می رسد ، لذا خارجی ها را، به احمق و خنگ نسبت می دهند، بطور مثال : بادجه خرید بلیط قطارهای بین شهری در کیوسک هایی است که فقط مردم روسیه می دانند که کجا است ، هیچ کجا تابلویی نه به زبان روسی و نه به زبان انگلیسی در معرض دید عموم نیست لذا افراد خارجی با سوارشدن در قطار، جریمه می شوند،کنترل چی نیز از این موضوع با خبر است و معمولا" وقت خود را صرف کنترل بلیط افراد روس نمی کند و دنبال خارجی ها و یا غریبه ها می گردد و شکارش را در بین چنین چهره هایی به دام می اندازد. به یاد دارم در ترمینال قطارهای بین شهری حومه (مثل تهران – کرج ،مسافت های کوتاه) مدت ها به دنبال بادجه خرید بلیط گشتم و چون پیدا نکردم و از آنجاییکه ملت پر مهر روسیه نیز در جواب دادن به سوال کمی کم لطف هستند پیش خود فکر کردم شاید در ترن بشود خرید، سوار شدم و بعد از چند لحظه از 100 نفری که در یک واگن بود کنترل چی بلافاصله یک راست به سراغ من آمد و مرا جریمه نمود و رفت ،وقتی سوال کردم از کجا می توانستم بلیط تهیه کنم ایشان آدرس پیچ در پیچی در زیرزمین ایستگاه به من دادند. در آن لحظه که جریمه می شدم از نگاه مردم می خواندم که همگی در دلشان می گفتند ای خارجی احمق، افراد دیگری نیز بلیط نداشتند مثل بچه مدرسه ای ها که پول بلیطی که از پدرو مادرانشان می گیرند را صرف خرید سیگار می کنند ولی آنها جریمه نمی پردازند و در عوض شروع می کنند به پیاده روی در قطار و از این واگن به واگن دیگر و از دست کنترلچی فرارمی کنند، تا اینکه نهایتا" به مقصد می رسند و پیاده می شوند.



نمی توانم بگویم روس ها نژاد پرستند ولی از دیدگاه آنها تمام حرکات و نحوه زندگی و آداب و رسوم دیگر ملتها مخصوصا" امریکایها و یا سایر افراد که قبلا" جزو خودشان بودند یعنی همان غیر روسها،همه اشتباه رفتار می کنند ولی رفتار روسها درست و منطقی است. این طرز تفکر به خودخواهی بیشتر نزدیک است تا نژاد پرستی . تنفر روس ها از افراد نی روسکی شوروی سابق در حدی است که حتی گروهی در روسیه شروع به کشتارهای مخوف شبانه در سطح شهر های مسکو و سنت پترزبورگ می کنند این جنایات شامل افراد خارجی که چهره های آسیایی هستند نیز می شود. همه مردم روسیه از مسکویی ها متنفرند، شهرهای دیگر معتقدند مسکویی ها افراد مغرور و پرمدعا و سردی هستند و پایتخت نشینی ، باعث شده تا آنها را تافته جدا بافته ای کند.



روسیه صنایع هوایی،فضایی،ماشین سازی،صنایع سنگین،کشتی سازی و زیردریایی سازی،دانشکده های قوی فنی و هنر ، را دارد،بزرگترین منبع ذغال سنگ و چوب دنیا در روسیه است ،طلا،نفت،گاز طبیعی به وفور دارد. اما چیز دارد و هیچ چیز ندارد.



روس ها در عین حال که بسیار زیرک و سیاست مدار هستند ولی در عین حال بسیار ساده لو می باشند ،تنها یک راه حل ساده دارد که آنها را راحت با روش های ساده ای اسیر تمایلات خودت می کنی،نقطه ضعف هایی دارند که به راحتی می شود آنها را شناخت و استفاده کرد. نسبت به ایرانی ها هیچ تعصبی ندارند ،رفتارشان ملایم است و توهین آمیزنیست، در کتاب های مدارس، امپراتوری فارس (مادها) نگارش شده و تدریس می شود ، از ایرانی ها به عنوان افراد پولدار و با اصل و نسب دار یاد می کنند، البته در مواقعی بعضی ها ایرانی ها را با اعراب اشتباه می گیرند و از آنجاییکه خط ما نیز شباهت به عربی دارد معمولا" بعضی از معضلات جامعه عرب را به ما نیز نسبت می دهند که معروف ترین آنها ، تعدد زوجین ،نداشتن حقوق اجتماعی زنان برابر با مردان است. تبلیغات سوء مخالف ایران از طرف امریکا و نداشتن شناخت و نبودن مراکز اطلاع رسانی از ایران، عواملی است که وجه ایران را در روسیه کمی خدشه دار کرده.



در روابط با روس ها باید به چیزهایی که آنها احترام می گذارند احترام گذاشت، بلف در روسیه معنایی ندارد اگر کسی شما را تهدید کرد، به بلف نگیرید مطمئن باشید به آن عمل می کند. روس ها فقط یک فرصت به آدم ها می دهند پس بنابراین باید احتیاط کرد و بی گدار به آب نزد تا روابط را تیره نکرد، از آن جایی که،معمولا" درجامعه روابط بین افراد بویی از معرفت ، انسانیت،امانت داری و اعتماد ، ترس از خدا برای پایمال کردن حقوق انسان ها، لطف و محبت ، بخشش و ایثار،کمک به هم نوع ، و تمامی ارزش های والای انسانی ، نبرده ،لذا براساس تفکر ایرانی خودم سعی داشتم که به افراد نیازمند کمک مادی و معنوی داشته باشم، اما با برخورد بسیار تعجب آوری روبرو شدم، در روسیه افراد سعی می کنند از کمکهای بلاعوض افراد بپرهیزند چرا که از دیدگاه آنها اگر کسی به شما کمک کرد و توقعی نداشت ، تو دربرابر وی ملزم به جبران می شوی و در خیلی جاها شخص علی رغم اینکه نشان داده کمک بلاعوض خواهد بود اما در جایی تو مدیون او هستی و باید جبران کنی ، این مورد یکی از سوژه های داغی است که مردم برای همدیگر به راحتی پاپوش می سازند ، با نیت قبلی و سوء، کمک می کنند و در جایی در کنج دیوار گیرت می اندازند و مجبورت می کنند تا جبران لطفشان را انجام دهی.



اگر به روسیه سفر کردید و ناخودآگاه شخصی در پیاده رو جلویتان را گرفت و درخواست سیگارکرد یا درخواست پول توصیه میکنم که بی دردسر به درخواستش جواب دهید مخصوصا" در خیابان های خلوت تا دردسری برایتان بوجود نیاید ،مثلا" ممکن است از پشت سر یکدفعه چیزی تو سرتان بخورد. اگر از خیابانی عبور می کنید که مجتمع های بلند مسکونی دارد توصیه می شود، که از زیر پنجره ها عبور نکنید (مخصوصا" در شب) چون ممکن است بطری خالی در فرق سرتان فرود آید، لطفا" بیش از 10 متر از ساختمان فاصله بگیرید. در روسیه به ظاهر نباید توجه کرد چرا که تبل توخالی است. افراد خوش پوشی را می بینید که اگر تحقیق کنید می فهمید که بی خانمان هستند و در بیقوله ها زندگی می کنند ، از آن جاییکه در روسیه فقط به ظواهر توجه می شود لذا مردم نیز به ظواهر نگاه می کنند ، توصیه میشود در این کشور ظاهر خود را بسیار زیبا نگاه دارید.



در این کشور اکثر شغلهای سخت برای زنها است،رفتگر،بنا،نقاش،راننده کامیون،مترو،ترآنوا،اتوبوسهای بین شهری ،کارگر ساختمان سازی و غیره. اصولا" زن هایی که شوهر ،از نوعی که معتفد باشد، مرد خانه موظف به تامین نیازهای خانواده است ، دارند؛ تعدادشان بسیارکم است،درنتیجه اکثرزنان روسی مجبورند نان خود را خود درآورند و اگر یک روز کار نکنند گرسنه می مانند (زندگی در روسیه روزانه است) به عبارتی نان آور خانه زن است نه مرد ، تا جاییکه خرج مشروب و سیگار شوهر را نیز آنها باید بدهند ، البته این خوشایند هیچ کس نیست و تن دادن به چنین خفتی برای هیچ کس قابل تحمل نیست، اما اگر شما هم روزی چند بار کتک بخورید و تهدید به اینکه یا نقص عضو می شوید و یا می میرید ، مجبور بودید بسوزید و بسازید، این را بدانید که در صورت شکایت به مراجع قانونی آنقدر باید مدارکتان مستند باشد که بتوانید با دوندگی های زیاد چیزی را ثابت کنید ولی بدانید که مراجع قضایی روسیه اهمیتی به مورد شما نمی دهند چرا که درگیری های مهمتری دارند ،پرونده های قتل های بزرگ،فجایع متعدد و تکاندهنده ای که واجبتر از موضوع شما است که دیگر وقتی برای دعوای زن و شوهری نمی گذارد، اما اگر تمام دستگاه قضایی روسیه برای شما بسیج شود، مطمئن باشید هیچ مرد روسی حتی از نوع کُدن نیز چنین مدارکی را از خود بر جا نمی گذارد و حتی به شما فرصت نوشتن شکایت نامه را نمی دهد ، این مسئله که زن ها خرجی مرد ها را میدهند موضوع تازه ای نیست همه حتی خود روس ها به وضوح می دانند، این مردان را در روسیه به نام " آلفینز"می نامند، تعداد زن ها نسبت به مردها بیشتر است و زن ها تشنه محبت هستند،تشنه کانون گرم خانواده،یعنی همین زندگی پر مهر خانواده های ایرانی. بیشتر زن های روسی دچار سرخوردگی های شدید هستند ،اکثر آنها تجربه تلخ تجاوز به عنف را دارند و این ماجرا شدیدا" آنها را دچار افسردگی ،سرخوردگی و عقده های درونی کرده، تمایل شدیدی به ازدواج با خارجی ها مخصوصا" اروپایی ها دارند تا از منجلابی که درون آن زندگی می کنند بیرون بیایند، اکثریت زنهای روسی از مردهای روس بدشان می آید و خارجی را برای ازدواج ترجیح می دهند، مردهای روس را بی لیاقت و بی کفایت توصیف می کنند. زن های روس بسیار مقاوم و باهوش و با معرفت هستند و اگر از مردشان خوبی ببینند هرگز کاری نمی کنند که او را از دست بدهند، بسیار کم توقع و موقعیت سنج و در مواقع خاص، زمانی که شوهرشان مرد زندگی باشد، بساز هستند. از آن جاییکه مردان روسی بسیار هوس باز هستند لذا زنان نیز برای جبران ابایی از خیانت متقابل به مثل ندارند.



زندگی با زنهای روس ویژگیهای خاص خودش را دارد، نباید زیاد به آنها میدان داد چرا که جنبه نداشته و به سرعت تاخت و تاز می کنند ، پس در زمانهایی نیز باید داد زد و دعوا راه انداخت حتی بدون دلیل ،چرا که آنها به زندگی آرام و بی دردسر عادت ندارند و زندگی راحت آنها را افسارگسیخته می کند و کلا" برخوردهای مردانه وار و نشاندادن قدرت مردانه ،در مواقع لازم و به جا باعث می شود مردشان جزابتر برایشان جلوه پیدا کند . در روسیه هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و به سرعت در حال تغییر است. زن ها به هر خواسته مرد سر تعظیم فرود می آورند به شرطی که آن مرد فقط مال او باشد.



مردهای روسیه را می شود به چند گروه تقسیم کرد؛ یک سری که در زندان ها هستند، سری بعدی افرادی که از زندان آزاد شدند وبا باج گیری مشغول گزران زندگی، تند خو و بسیار بد دهن و زورگو هستند،افرادی که الکلی و معتاد هستند و چیزی جز مرده متحرک نیستند،و یک سری که جزو تعداد بسیار نادر و کمی هستند که شغل آبرومندانه دارند و دارای خانواده و فرزند می باشند.خیانت به همسران در مردان روسی رواج فرآوانی دارد، همسران رسمی و غیر رسمی (ازدواج شهروندی) فرقی ندارد، حتی در آن دسته از مردان با شخصیت و خانواده دوست که در حفظ کانون گرم خانواده می کوشند نیز این اعمال به چشم می خورد،اصولا" پایبندی های اخلاقی به صورت 100% وجود ندارد. تنبلی و بی مسئولیتی نسبت به اداره خانواده خصوصیات نُظُهورنیست،شکمو بودن آنها موضوع جالبی است که یکی از شگردهای زنان برای دست یابی به اهدافشان به حساب می آید، ،پذیرایی خوب از مردش عامل موثری است که همه زنها به خوبی می دانند. حتی سالها زندگی مشترک هم باعث نمی شود که همسری به شوهرش و یا برعکس شوهری به همسرش اطمینان 100% داشته باشد. زندگی هایی که حتی پس از 20 سال به راحتی از هم پاشیده شده، کم نیست، این زندگی ها حتی درقشرهای تحصیل کرده جامعه به چشم می خورد. تند خویی و خشونت مردهای روسیه به نوعی رمز موقفیت در زندگیشان به حساب می آید.در روسیه مردی موفق است که زور بازو داشته و خشن باشد چرا که در این مملکت قانون جنگل بهترین و راحت ترین و موئثر ترین راه حل است.



عمر متوسط روس ها بالا است ، چرا که یک روس از لحاظ روانی خود را در سلامت کامل نگاه می دارد و همواره غم و غصه های زندگی را از خود دورمی کند، حتی در روستاها اگر امکانات آب لوله کشی نباشد ، بار،مشروب فروشی ،کاباره، و خانه های فحشا وجود دارد.فضولی در روسها بسیار شایع است و کنکاش در زندگی دیگران را واجب و جالب می دانند چرا که شاید درجایی از آن شخص آتویی بگیرند که بدردشان بخورد و بشود استفاده کرد. دهن بینی نیز یکی از خصوصیاتی است که در کمترین زمان اقامتتان در آن کشور به راحتی قابل توجه است. ، غیبت را دوست دارند، اگر در شهر کوچکی باشی و بخواهی تو را بشناسند کافی است با یکی از اهالی آنجا ارتباط برقرار کنی (مخصوصا" پیرزنها) مطمئنا" در مدت کوتاهی همه از وجود تو آگاه می شوند. در روزها ،معمولا" از گزند کنجکاوی پیرزن هایی که در کنار ورودی آپارتمان ها در روی نیمکت نشسته اند در امان نخواهی ماند،در هر ساختمان معمولا" یک سرایدار دارد که از کنجکاوی های او کسی رهایی ندارد.



معمولا" در روسیه اگر برای کسی مشکلی بوجودآید ،سراغ پلیس نمی رود، چون نه تنها نتیجه ای نمی گیرد، بلکه اوضاع را وخیم تر کرده و خودش را انگشت نما می کند، مافیا تنها راه نجات است. با کمک آنها که البته رایگان نیز نمی باشد می تواند زودتر به نتیجه برسد. مدارک تحصیلی در هر مقطع به راحتی در روسیه خریدنی است.



از دل برود هر آنکه از دیده رود ، این موضوع در میان روس ها 100% صادق است.



روس ها از کودکی می آموزند که متکی به خود باشند، لوازم و آلات بازی بچه ها، میله ، نردبان ها و بارفیکس هایی است که از آن بالا و پایین میروند،از بچه گی عادت می کنند که بی مهابا وگستاخ باشند، از نگهداری حیوانات خانگی بسیار لذت می برند، سگ و گربه از حیواناتی هستند که مثل نمکدان در تمامی خانه ها پیدا می شود،مخصوصا" سگ که به دلیل امنیت پایین روسیه استفاده حفاظتی نیز دارد. روس ها افراد بی پروایی هستند ،خجالتی نیستند ، نقش خوب بازی می کنند. حتی یک آدم آماتور نیز می تواند بازیگر خوبی باشد، از حرف شنیدن زود خسته می شوند و به عمل بیشتر توجه دارند.اگر می خواهید ارتباط نزدیک و سریعی با یک روس برقرارکنید دنبال سوژه ای باشید تا برای او حالت "اگزوتیک" نو و خارق العاده و متفاوت داشته باشد، بلافاصله ارتباطتان برقرارمی شود و شما را به مشروب خوردن دعوت می کند. بدانید اگر بدون توقع با کسی دوستی کنید او همواره دوست شماست و خوبی شما را می گوید. تنها راه ارتباط با یک روس دانستن کامل زبان روسی است . انگلیسی در این کشور کاربردش صفر است. اگر می خواهید با یک روس بی پروا حرف بزنید شک نکنید ،خجالت را کنار بگذارید و هرچه دل تنگتان می خواهد بگویید. عاطفه تنها راه نفوذی است که، می توانید از این طریق بر درون روس ها رخنه کنید. وقتی از آنها تعریف و تمجید می کنید خوششان می آید.



روس ها افراد بزدلی هستند ، قدرت آنها فقط زمانی است که در جمع خودشان باشند، قدرتمند ترین و پرادعاترین آدم در روسیه پس از اینکه در خلوتی ویا در غربت به دام بیافتد بسیار بزدل و فرمانبردار می شود اما چنین ریسکی را هرگز نمی کنند و سخت میشود آنها را در چنین شرایطی گیرانداخت. روس ها جرات و شهامت سفر به خارج از مرزها را به این راحتی ها ندارند ، معمولا" احتیاط آنها این اجازه را نمی دهد که به راحتی ریسک کنند . ترسو هستند و به سلامت بدن خود بسیار اهمیت می دهند. زمانی میتوانی بر روس ها فرمانبری کنی که کاری کنی که فرمانبری از تو یکی از نیازهای حیاطی اش باشد، احتیاج یکی از این عوامل است، روس ها خاصیت زندگی جمعی دارند از انزوا دوری می کنند و جمع پذیرند،کارهای جمعی نیز از ویژگی های بارز روسها به شمار می رود. اجتماعی هستند و اگر یک روس را به حبس ابد محکوم کنید بهتر از آن است که به سکوت محکوم کنید. خود ساخته هستند، مهم نیست که آن خانم پزشک است ولی تعمیرات و نقاشی منزلش را خودش انجام میدهد. آقایی که استاد دانشگاه تاریخ است در مزرعه شخصی اش خودش تمام امور را انجام می دهد و از آن لذت می برد. روس ها خشک و بی انعطاف هستند، ساعت کار از 9 صبح شروع میشود 8.59 دقیقه حاضر به شروع نیستند. در قوانین راهنمایی و رانندگی نیز همین طور، به طور مثال: طبق قانون حق تقدم با من است ماشینی تا نیمه خیابان از فرعی به جلو آمده و من که در اصلی میرانم با شدت و سرعت به این ماشین می زنم ، و حاضر نیستم که ترمز کنم تا او رد شود ،چرا؟



خیلی ساده است چون قانون حق تقدم را به من داده.



با وجود اینکه روسیه کشور پهناوری است و فاصله های شهر ها با هم بسیار طولانی ست اما بزرگترین و قدرتمند ترین شبکه ریلی دنیا را دارد، مسافرت ها اکثرا" با قطار انجام می شود ، اکثر مردم به دلیل گرانی هواپیما و بعضی ها به دلیل امنیت پایین آن، قطار را برای مسافرت انتخاب می کنند. زمستان هایی سرد دارد که به دو دسته تقسیم میشود ، زمستان سرد و زمستان خیلی سرد، یا به عبارتی زمستانهای سبز و زمستانهای سفید . 9 ماه در سال سرد است و بهار و تابستان عمر کمی دارد ، در روسیه به دلیل داشتن آب و هوای خاص ،شروع غذا باید با مایعات داغ و سوپ باشد و مواد پرچرب و مواد غذایی دریایی زیاد مصرف می شود. سیب زمینی و کلم در برنامه غذاییشان به وفور به چشم می خورد،سرما به داد این مردم رسیده چرا که بهداشت در آنجا رعایت نمی شود ولی دمای 30- درجه ،عفونت و بیماری ازبین می برود.



فقر،فحشا،بزهکاری در روسیه بیداد می کند. پس از فروپاشی شوروی ،همانند گرسنگان به سرعت در زمینه فحشا پیشرفت زیادی داشته و فرهنگهای غرب و امریکایی رشد بالایی داشته اند مخصوصا" در نسل جوان 18-30 سال .



دختر 11 ساله ای که مشروب را با چه ولعی می خورد و سیگار می کشید، پسر 7 ساله ای که در ترمینال قطار به جیب بری و جمع کردن ته سیگار روشن مردم می پرداخت و به راحتی و بدون خجالت در ملع عام سیگار می کشید، پسر 10 ساله ای که به جرم دزدیدن 1 کیلو شکر 3 سال محکوم به حبس شده بود،این گوشه کوچکی از حاصل گردش ما در شهر بود. .



اعتقاد به خداوند یکتا و معاد تقریبا" در بین مردم جایی ندارد، زندگی نمی کنند تا جایی جوابگو باشند،زندگی می کنند که دمی لذت ببرند. دین رسمی روسها مسیحی و ارتدکس است، اما تعداد معدودی به واقع مسیحی هستند. روس ها اگر بدانند می توانند سر شما کلاه بگذارند حتما" این کار را می کنند ولی برعکس اگر بفهمند که نمی توانند، حتما" این کار را نمی کنند. جوانان تمایل به رفتن سربازی ندارد چرا که جو فوق العاده بد با فشارهای سنگین از طرف سربازان قدیمی به سربازان جدید و شرایط بدی که حکم فرما می باشد،معدود جوان هایی را سلامت از این دو سال بیرون می آورد و نظارت دولت دراین مورد مجود ندارد. طبق قانون روسیه مردها از 27 سالگی به بعد معاف می شوند و اگر تا این سن یا درس بخوانی،یا فرار کنی از این عذاب بزرگ و مردن تدریجی نجات پیدا می کنی. در روسیه همه افراد چه خارجی و چه تبعه روس باید در شناسنامه خود مهر پلیس مبنی بر ثبت آدرس محل سکونت را داشته باشند، چنانچه در سفر باشید و قصد اقامت بیش از 3 روز را دارید باید به نزدیکترین اداره پلیس رفته و یا در هتلی ثبت آدرس اقامت داشته باشید. بدون این ثبت آدرس فرد در روسیه هیچ هویتی ندارد حتی در ساختمان های تجاری در مسکو بدون این مهر اجازه ورود نمی دهند ، و در کنترل خیابانی با نداشتن این مهر بلافاصله بازداشت می شوید.



دانشکده های قویی در رشته های هنر،مهندسی،صنایع،ریاضیات ،کامپیوتر وجود دارد. در هر شهر و یا روستا تئاتر وسالن موسیقی و اُپرا وجود دارد. به اپرا بسیار علاقه دارند. سینما یکی از تفریحات با کلاس و سالم روسیه است. فصل گرما و تابستان 99% مردم به مرخصی می روند و حتما" خودشان را باید برنزه کنند، من دلیل این اصراربه برنزه کردن را نفهمیدم. بگذارید آرزوی یک فرد روس را برایتان بگویم: داشتن یک پالتو پوست شیک،داشتن یک کلا ه پوست ، ماشین و یک آپارتمان. عاشق تغذیه در رستوران و کافه ها هستند، غذا خوردن در خانه را کسر شان می دانند و معتقدند بدبخت بیچاره ها هستند که منزل غذا میخورند.



طبیعت زیبا و بکری در جای جای روسیه می شود پیدا کرد و منبع عظیمی از چوب و ذغال سنگ در این کشور به چشم می خورد. رشوه خواری در سیستم اداری و پلیس روسیه بیدا می کند.



وکیل،قاضی،پلیس ،زن ، مرد ، همه خریدنی هستند ولی قیمت ها و روش های خرید متفاوت است.



مواظب باشید گول زنهای زیبای روسیه را نخورید ،در پشت این زیبایی امکان دارد پلیدی و مکاری وحشتناکی پنهان باشد هذف پول شماست.



آنچه در این نوشته ها بیان شد ، نه قصد بدگویی بود و نه خصومت از روسیه بلکه عینا" دیده هایی که حاصل زندگی در این کشور بود بازگو شد.



روسیه کشور قدرتمندی است،تکنولوژی، فضا ،ماشین آلات ،صنعت،کشاورزی و تولید غلات، تسلیحات،کشتی سازی و زیردریایی سازی،صنایع هوایی و هواپیما سازی، برق و نیروگاه های اتمی، ارتش قدرتمند، همه اینها را با داشتن چنین بلبشویی در جامعه خود دارد.



مسکو و سنت پترزبورگ از شهرهای بسیار زیبای روسیه هستند ، امسال مسکو مقام اول را در رتبه گرانترین شهر دنیا را کسب کرد. روزانه در این شهر 2ملیون نفر وارد و خارج می شوند. در مسکو 6ساختمان یکسان عظیم و زیبایی وجود دارد که در 6 نقطه شهر به زیبایی خودنمایی میکنند،این ساختمانها به دستور استالین ساخته شد، وزارت امورخارجه مسکو یکی از این ساختمانها می باشد.





اگر می خواهید ماهی هایی بخورید که هیچ کجای دنیا نیست به ولادیوستوک بروید، اگر می خواهید طبیعت بکر و زیبا ببینید به کامچاتکا سفر کنید،اگ رموزه و یا آثار باستانی مورد نظرتان است، به مسکو و سنت پترزبورگ بروید ، می خواهید افراد با ملیت کره ای، ببینید که به جای زبان کره ای روسی حرف می زنند به ساخالین بروید( جایی که تبعید گاه کره ای ها بوده) نژاد مغول می خواهید ببینید به اولان اوده بروید، جنگل های انبوه و یا همان تایگا را در سیبری و نوسیبرسک بیابید.



آب و هوای معتدل و ساحلی زیبا می خواهید به "رستُو نا دانُو" بروید . سرما می خواهید بروید قطب شمال جاییکه تابستانها 15- درجه می باشد البته در آنجا نژاد چوکچیک ها را می بینید یا همان اسکی موها که زبان روسی نمی دانند ولی در روسیه هستند.



Комментариев нет: